خود باوری (اعتماد به نفس) داستان

گویند روزی کشاورزی با الاغ خود از راهی می گذشت که شور بختانه جناب خر به درون یک چاه بدون آب افتاد . کشاورز و مردم روستا هر چه سعی کردند نتوانستند الاغ را از درون چاه خارج کنند. بنابراین برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد تصمیم گرفتند که چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد وبیش از این اذیت نشود.

پس هر کس با هر وسیله شروع به ریختن خاک بر روی الاغ نمود. اما جناب خر تسلیم وضع  موجود نشد واز تلاش باز نایستاد و با تکان دادن بدن خود خاک های موجود روی سر و بدن خود رابه زبر پایش هدایت کرد و بر روی آن قرار گرفت و بالا وبالاتر آمد اهالی ده با تمام قدرت خاک بر روی او ریختندبا هدف اینکه حاصلی جز مرگ برای آن حیوان نداشته باشد اما خربا هوش همه آنها را زیر پا گذاشت و به وسیله آن به زندگی باز گشت و از چاه بیرون آمد

نتیجه:

اگر مشکلات همان خاک ها باشند وماهم در جاه زندگی آیا چه باید بکنبم ؟

پیروز و بهروز باشید    جواد باقریان

/ 0 نظر / 135 بازدید